تبليغاتX
آسمان زندگی من
آسمان زندگی من

روزنامه ها و شبنامه ها


دلم رفیق فاب قناری شد

مهران برگشته هند و من 2 هفته ای تنها ایران هستم.

دلم واقعاً تنگ شده و فکر کنم دیگه تا جایی که بتونم تنهاش نزارم.

اما یه نتیجه جالب گرفتم.

هتوز هم وقتی پیشم بیست دلم براش پر می کشه. 

دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط نسرین شکوری |

پارسال امروز

امروز سال دکتر قربانی عزیز است 

انسانی که بزرگی اش از تربیت فرزندانش بیداد دارد

امروز و این ساعت من ازدواج کردم و شادم و برای شادی روح اش شادم

یادت پایدار


سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط نسرین شکوری |

سفرنامه تصویری

ما برای تعطیلات آخر هفته رفتیم یه جای خوشگل به اسم والپاری




یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط نسرین شکوری |

لپ تاپ جدید

هوراااااا

 من امروز یه تب لت خریدم.

و کلی خوشحالم.....

مهران بهترین شوهر دنیاس....

شنبه پنجم اردیبهشت 1388 توسط نسرین شکوری |

روزمرگی

مهرانم دوچرخه خرید و ما می تونیم باهم بریم و بیام.

منم می رم کلاس بدن سازی و می خوام کلی قوی شم. :D

همه چیز یکنواخت و آروم پیش می ره.

16 می میرم ایران.

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط نسرین شکوری |

یوهوووووووووووووو

من امروز دوچرخه خریدم و از این به بعد با دوچرخه این ور و اون ور می رم

 

 

نقطه های ناراحت

اکبر پسر عموی بیچاره من با دوچرخه تصادف کرده و توی کوماست. کاش زود خوب شه اگه اتفاقی بیافته ناراحت می شم واقعاْ.

سه شنبه هجدهم فروردین 1388 توسط نسرین شکوری |

من دوباره برگشتم هند.

از الان روز شماری می کنم.

۶۰ کیلو خوراکی با خودم اوردم. از جمله پنیر و کله پاچه!!!

۵ هفته دیگه دوباره برمی گردم ایران.

سه روز دیگه یه امتحان مهم دارم دعا کنین.

مهرانم خوبه و مثل همیشه مشغول کار. روز به روز هم موفق تر.

دوشنبه دهم فروردین 1388 توسط نسرین شکوری |

مژده ای دل

ایران

سرزمین من

لذت بخش است نظارت بهار بر دامن تو.

کاش لایغ تو بود نام ایرانی.

من از نوازش باد روان از جانب کوه شادم.

من عید را عاشقم.

دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط نسرین شکوری |

خونه

من فردا دارم میام

همه آماده این؟

وای کلی ذوق دارم

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط نسرین شکوری |

خوب فقط یه هفته دیگه مونده.

امروز جلسه اول از ترم دوم کلاس آلمانی شروع میشه. حس خوبی دارم ار اینکه تواناییم تو آلمانی حرف زدن پیشرفت کرده. 

جالبه اما بوی عید رو اینجا هم می شه حس کرد.

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 توسط نسرین شکوری |



من روز 29 اردیبهشت یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت ازدواج کردم.
خاطرات زندگی مشترک حتماً اونقدر هیجان آور خواهد بود که قابل ثبت باشه...

nasrin.shakoori@gmail.com

RSS 2.0

Design By Parstheme